شعر: بهار که پرستوها می آیند…

شعر: بهار که پرستوها می آیند…

[su_heading]بهار که پرستوها می آیند… [/su_heading]

بهار که پرستوها می آیند من کوچ میکنم.

مقصد من شهر آرزوهای آبی ست.

بهار که بیاید شکوفه ها ناخواسته میشکفند

و من با چمدانی پر از برف به سوی خورشید می روم.

لحظه ی ناب دل کندن از نداشته هایم

و خداحافظ ای داشته های من:

شالیزار

جنگل

دریا

و نیلوفر.

تو را هم میبرم نیلوفر

اما آنجا مرداب نیست.

آنجا آسمان هم دریایی ست.

بهار که بیاید من میروم و نارنجها بهاری میشوند.

می روم به جایی که هر قطره ی باران دریچه ای به دریاست.

آنجا هوا آبی ست

خدا آبی ست

و چشمهای من انعکاس دنیایی لبریز از آبی ست.

“امین آزاد”

[su_divider text=”پایان مطلب👆برو بالا”]

Related posts

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *